عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
40
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
از طرف شمال و مشرق همهجا كوير و درياى نمك و بندريگ و ريگزار و هموار است ، چنان كه از پيش مذكور گشت و فاصلهء شهر به آن حدود از يك فرسخ و نيم الى پنج فرسخ بيش نيست و كل قراء و مزارع گرمسير كاشان دهنهء بندريگ و كوير است و در هموارى واقع شدهاند . مع القصه كوههائى كه اسم و رسمى دارند و باسمه در نزد اهل به كوك [ 39 پ ] معروفند ، ابتدا از قريهء قهرود كه در تشخيص حدود به آن شروع نموديم نيز معروض ميدارد به همان ترتيب . قهرود از توابع اصفهان است ولى كوههائى كه رو به طرف كاشان و مرتع و چراگاه حيوان و حشر سكنهء كاشان و بلوك آن مىباشد كوه موسوم به چشمه شاطر و كوه چهل دختران و كوه تخته جوره و كوه كركس و آن كوهى است كه آن طرفش خاك قراء خمسه است و همهجا در قريتين قالهر و درب جوقا كه بيست فرسخ است اين طرفش خاك كاشان و آن طرفش خاك قراء خمسه مىباشد . ولى در هر قريه اين كوه را به اسمى عليحده مينامند و اين معنى نيز مستور نماند كه قراء خمسه عبارتست از قريهء ميمه و قريهء زياد آباد و قريهء ازون و قريهء - وزوان و قريهء ون و جزو جمع قصبهء جوشقان غالى و در ادارهء حكومت جوشقان است و از طرف نراق و گلپايگان هركس از راه قلمرو باصفهان ميرود اول كه به خاك جوشقان وارد مىشود قريهء آذران است ، بعد قريهء كامو ، بعد قصبهء جوشقان [ و ] به ترتيب مىآيد [ 40 ر ] بقراء خمسه و بعد وارد خاك اصفهان مىشود و اينكه همهجا مسود اوراق آنطرف خاك كاشان را بقراء خمسه اشاره مىكند به آن جهت است كه در تحديد